انگار با شروع مدرسهها جای خالی عدهای بیشتر از همیشه به چشم میآید؛ ماکان و بنیامین و احمدرضا، همایون و محمدمهدی و رضا، آسنات و زینب و فاطمه، ستایش و اسرا و ماندانا ... بچههای میناب.
قرار بود آنها هم امسال کیفشان را بردارند، از خانه بیرون بزنند، سر کلاس بنشینند و برای زنگ تفریح لحظهشماری کنند. قرار بود دوباره صدای بازی و خندهشان توی حیاط مدرسه بپیچد و آخر شب غصه مشقهای ننوشته و امتحان فردا را بخورند.
«شجره طیبه» و «شهدای خلیج فارس» حالا دیگر اسم دو مدرسه در یکی از شهرهای جنوب کشور نیستند؛ بخشی از هویت جمعی ما شدهاند. نشستهاند در عمیقترین بخش خاطرات ایرانیها. خاطره دانشآموزانی که یک روز مثل همه بچهها به مدرسه رفتند و دیگر برنگشتند.
این روزها قرار است در نو+جوان بوی ماه مهر را با یاد دانشآموزان شهید میناب نفس بکشیم، داستانشان را مرور کنیم و از خاطراتشان بیشتر بخوانیم تا یادمان نرود پشت هر کدام از این اسمها، دانشآموزی بوده که قصهای داشته و رویاهایی و نیمکتی که دیگر کسی روی آن نمینشیند.
این مجموعه قصه #نیمکتهای_خالی بچههای میناب است؛ نیمکتهایی که قرار نیست فراموششان کنیم.
قصه نیمکتهای خالی
پاییز همیشه با خودش بوی ماه مهر، صدای زنگ مدرسه و هیاهوی بچهها را میآورد؛ اما امسال رسیدن پاییز یک دلتنگی عمیق هم همراه خودش آورده است.
این مطلب را در شبکه های اجتماعی و پیامرسانها به اشتراک بگذارید
1
nojavan7CommentHead Portlet