موضوع کتاب
بعضی آدمها قهرمان میشوند؛ چون در میدان جنگ میجنگند، بعضی چون رکوردهای بزرگ ورزشی را جابهجا میکنند و بعضی هم چون در آزمایشگاهها، بیسروصدا برای آینده مردم کشورشان راهی تازه پیدا میکنند. کتاب «سلولهای بهاری» داستان یکی از همین قهرمانهاست؛ قهرمانی که سلاحش نه شمشیر بود و نه تفنگ، بلکه علم، تلاش و امید بود.
این کتاب روایت زندگی دکتر حسین بهاروند، پدر دانش سلولهای بنیادی ایران است؛ اما پیش از آنکه داستان زندگی یک دانشمند باشد، داستان یک نوجوان و جوان ایرانی است که از امکانات اندک آغاز کرد و با پشتکار، به قلههای علم رسید.
شاید وقتی نام «سلولهای بنیادی» را میشنویم، تصور کنیم با موضوعی کاملاً تخصصی و دشوار روبهرو هستیم. اما نویسنده کتاب تلاش کرده تا پشت این واژههای علمی، قصهای انسانی را روایت کند؛ قصه پسری از یک خانواده معمولی که با علاقه به درس و تلاش مداوم، وارد دنیای پژوهش شد و در مسیری گام برداشت که پیش از او کمتر کسی در ایران تجربه کرده بود.
عنوان: سلولهای بهاری || نویسندگان: حسین بهاروند، بهنام باقری || ناشر: انتشارات راهیار || تعداد صفحات: 408
ویژگیهای کتاب
یکی از جذابترین ویژگیهای کتاب این است که فقط درباره موفقیتها حرف نمیزند. در بسیاری از صفحات کتاب با شکستها، کمبود امکانات، نگرانیها و سختیهایی روبهرو میشویم که دکتر بهاروند و همکارانش در مسیر تحقیقات علمی تجربه کردهاند. همین موضوع باعث میشود مخاطب احساس نکند با یک قهرمان دستنیافتنی روبهروست. برعکس، میفهمد که موفقیت نتیجه صدها بار تلاش، اشتباه و دوباره برخاستن است.
برای ما نوجوانها، این بخش از کتاب شاید از هر نکته دیگری مهمتر باشد. در روزگاری که بسیاری از موفقیتها در شبکههای اجتماعی ناگهانی و آسان به نظر میرسند، «سلولهای بهاری» نشان میدهد پشت هر دستاورد بزرگ، سالها کار سخت و صبوری وجود دارد. این کتاب به ما یادآوری میکند که هیچ رؤیای بزرگی یکشبه به حقیقت تبدیل نمیشود.
از سوی دیگر، کتاب تصویری جذاب از پیشرفت علمی ایران ارائه میدهد. بسیاری از نوجوانان نام پژوهشگاه رویان را شنیدهاند اما شاید ندانند این مرکز چگونه شکل گرفت و دانشمندان ایرانی چگونه توانستند در حوزه سلولهای بنیادی به موفقیتهای مهمی دست پیدا کنند. کتاب، این مسیر را به زبان روایت بیان میکند و خواننده را با بخشی از تاریخ علم معاصر ایران آشنا میکند.
چرا این کتاب را بخوانیم؟
«سلولهای بهاری» فقط یک زندگینامه نیست؛ کتابی درباره امید است. درباره اینکه محدودیتها همیشه مانع پیشرفت نیستند. درباره اینکه یک نوجوان از شهری کوچک با خانوادهای معمولی نیز میتواند رؤیاهای بزرگی داشته باشد. کافی است بهجای تسلیم شدن در برابر مشکلات، راهی برای عبور از آنها پیدا کند.
اگر به زندگی شخصیتهای موفق علاقه داری، اگر دوست داری بدانی دانشمندان چگونه به موفقیت میرسند و اگر دنبال کتابی هستی که هم الهامبخش باشد و هم تو را با یکی از افتخارهای علمی ایران آشنا کند، «سلولهای بهاری» انتخابی خواندنی است. این کتاب نشان میدهد که گاهی بزرگترین قهرمانیها نه در میدانهای نبرد، بلکه پشت میزهای پژوهش و در دل آزمایشگاهها رقم میخورند؛ جایی که رؤیاها آرامآرام جوانه میزنند و به «سلولهای بهاری» تبدیل میشوند.
برشی از متن کتاب
کار من عشق من است و به ساعات و سختیهایش فکر نمیکنم؛ در ضمن بزرگترین تفریح من هم هست. سعی کنیم بُعد داشته باشیم؛ برای مثال، تنها مشغلهمان درس نباشد و سعی کنیم به ابعاد دیگری مانند ورزش، خانواده و درک مردم هم توجه داشته باشیم. بدین ترتیب رشد، همهجانبه و متعادل میشود. بهعبارتی اگر مغزتان بزرگ شود، دست و پایتان هم بزرگ میشود. خودتان که بزرگ شدید باید محیط اطرافتان را هم بزرگ کنید؛ وگرنه وقتی روی صندلی کوچک قبلی بنشینید میشکند و با این کار حتی به دیگران هم آسیب میزنید. در این مسیر به پیشرفت دیگران نیز کمک کنیم. بزرگ بودن به پُست و مقام نیست، بلکه کمک به ساختن آیندهای بهتر است. همه ما متعهد به کمک برای پیشرفت دیگران هستیم. قبول مسئولیتهایمان را بهعنوان قبول چالش و وظیفه و تعهدی برای تسهیل پیشرفت جوانان نگاه کنیم؛ راهی برای رسیدن آنها به روزی که بتوانند مایه حرکت بیشتر و پیشرفت بشریت شوند.
nojavan7CommentHead Portlet