داستان کتاب
مهران، حمید و پویا، سه دانشآموز پرانرژی، تصمیم میگیرند با تشکیل یک ائتلاف انتخاباتی در انتخابات شورای دانشآموزی شرکت کنند تا حالوهوای خشک و یکنواخت مدرسه را تغییر دهند؛ اما رد صلاحیت غیرمنتظره آنها باعث میشود به فکر نقشهای تازه بیفتند. آنها یک گروه زیرزمینی برای شورش علیه مدیر تشکیل میدهند و تصمیم میگیرند در اولین اقدام برای آنکه درس اندیشهورزیشان را تعطیل کنند، جزوه معلم دستوپاچلفتیِ اندیشهورزی را بدزدند؛ اما برخلاف انتظارشان اتفاقات عجیبی رخ میدهد و آنها به درون جزوه کشیده میشوند.
در آنجا با یک مرد کتوشلواری مواجه میشوند که خودش را فرشته نگهبانِ معلمهای دستوپاچلفتی معرفی میکند. او میگوید که برای مجازات کردن بچهها آنها را به داخل جزوه کشیده؛ جایی که باید با سه داستان متفاوت که هرکدام از آنها مربوط به فصلی از جزوه است، درگیر شوند و تنها وقتی میتوانند از جزوه نجات پیدا کنند که بر چالشهای هر یک از این داستانها غلبه کنند. اکنون تنها راه بازگشت به دنیای واقعی، حل کردن معماهایی است که پیشِ رویشان قرار میگیرد و درنهایت باید معنی واژه مرموز «زانقارپینگولدمین» را کشف کنند!
عنوان: انجمن سهنقطه || نویسندگان: محمدرضا نیرومند و محمدحسین حاجیاحمدی || ناشر: قندیل || تعداد صفحات: 334
در جستوجوی معنا
رمان «انجمن سهنقطه» در فضایی آشنا و مدرسهای روایت میشود و تلاش میکند با زبانی شوخطبعانه، بخشی از دغدغهها و نگاه نوجوانان به دنیای اطرافشان را بازتاب دهد. محور داستان به مسائلی مانند انتخابات شورای دانشآموزی، نارضایتی از برخی ساختارهای سنتی مدرسه و تلاش نوجوانان برای ایجاد تغییر در محیط اطرافشان میپردازد. نویسندگان، با خلق شخصیتهایی پویا و باورپذیر، ماجرایی را پیش میبرند که در عین طنزآمیز بودن، حالوهوایی معمایی و پرتعلیق نیز دارد.
در کنار خط اصلی داستان، موضوعاتی مانند دوستی، شکلگیری هویت فردی و نقش خیالپردازی در زندگی نوجوانان نیز مطرح میشود. حضور معماها، اتفاقات پیشبینینشده و موقعیتهای متفاوت، خواننده را در روند داستان درگیر نگه میدارد. یکی از پیامهای مهم کتاب این است که از ظاهر چیزها فراتر برویم و بهمعنای پنهان آنها توجه کنیم. هر واژه، هر شیء و حتی هر انسانی میتواند بسیار فراتر از آن چیزی باشد که در نگاه نخست دیده میشود. اندیشهورزی، یعنی ساده از کنار پدیدهها عبور نکنیم و بهمعنای پشت آنها فکر کنیم تا زندگی برایمان معنی پیدا کند. در چنین نگاهی حتی یک واژه ساختگی و ظاهراً بیمعنی هم میتواند بهواسطه یک تجربه یا خاطره مشترک، برای گروهی معنا و اهمیت پیدا کند.
چرا این کتاب را بخوانیم؟
«انجمن سهنقطه» بهدنبال تقویت تفکر انتقادی است. سوژه جالبی دارد و قلاب داستان، احتمالا آرزوی بیشتر دانشآموزان و نوجوانان در مدرسه است؛ اینکه قدرت ایجاد تغییرات اساسی در قوانین مدرسه را داشته باشند. زبانِ ساده، انسجامِ پیرنگ، روند اتفاقات و ماجراهای متنوع، خواننده را جذب و تا انتها بهدنبال خود میکشاند. یک پاکت حاوی تعدادی معما و پرونده نیز همراه کتاب هست که خواننده باید به وقتش به سراغ آنها رفته و با قدرت فکر و اندیشه برای یافتن پاسخ درستشان تلاش کند.
برشی از متن کتاب
دنیا دور سرشان میچرخید و نور تند سفید چشمهایشان را میسوزاند. سه پسر به زحمت خودشان را تکانی دادند و از روی زمین بلند شدند. آنجا خانۀ حمید نبود. اتاق استوانهای شکلی بود که دیوارهای سفید و روشنی داشت. دیوارهای سفیدی که خطوط موازی و کلمات درهمبرهمی روی آن نوشته شده بود. سه در به رنگ زرد چرک هم در سه طرف اتاق آنها را محاصره کرده بود. فرشتۀ محافظ چرخی به دور آنها زد و گفت: شما فقط وقتی میتونید از اینجا برید بیرون که همه مرحلهها رو رد کرده باشین و به سؤالا پاسخ درست داده باشین؛ وگرنه تا آخر عمرتون همینجا گیر میافتید ... .
nojavan7CommentHead Portlet