عنوان «فرار ماردوش» خواننده را کنجکاو میکند.
انتخاب عنوان، یکی از حساسترین مراحل خلق یک اثر داستانی است. نویسنده ممکن است ماهها یا حتی سالها برای نوشتن یک داستان وقت صرف کند، اما درنهایت باید همه آن فضا، مفهوم و حس را در چند کلمه خلاصه کند. این کار چندان ساده نیست. عنوان کتاب، نخستین دریچهای است که خواننده از طریق آن وارد جهان داستان میشود. اگر این دریچه جذاب نباشد، ممکن است مخاطب هرگز فرصت آشنایی با اثر را پیدا نکند. همیشه تلاش میکنم عنوانی انتخاب شود که هم با فضای داستان ارتباط داشته باشد و هم بتواند مخاطب را به خواندن کتاب ترغیب کند. از طرف دیگر، عنوان باید متناسب با گروه سنی مخاطب کتاب هم باشد. نوجوانان معمولاً جذب نامهایی میشوند که در کنار رمزآلود بودن، نشانهای از ماجرا و کشف را در خود داشته باشند.
چرا یک پسر را برای روایت زندگی یک دختر انتخاب کردید؟
هدف اصلی من روایت سرنوشت یک دختر از زبان یک پسر نبود. آنچه برایم مهمتر بود، پرداختن به رابطه عمیق و تأثیرگذار یک خواهر و برادر بود. من در بندرانزلی متولد شدهام و سالها در همین فضا زندگی کردهام؛ همچنین، بهواسطه زندگی خانوادگی و ارتباط با نوجوانان، از نزدیک شاهد روابط عاطفی میان خواهران و برادران بودهام. همیشه برایم جالب بوده که حضور یک خواهر چگونه میتواند بر شکلگیری شخصیت یک برادر تأثیر بگذارد و برعکس. علی در طول داستان فقط برای نجات خواهرش تلاش نمیکند، بلکه خودش هم در این مسیر، رشد میکند. در آغاز داستان با نوجوانی روبهرو هستیم که دغدغههای محدودی دارد، اما بهتدریج مسئولیتپذیرتر میشود و نگاهش به جهان تغییر میکند.
هنگام شخصیتپردازی نرگس بیشتر بهدنبال نمایش رنج او بودید یا مقاومتش؟
این دو موضوع از یکدیگر جدا نیستند. مقاومت زمانی معنا پیدا میکند که انسان با رنج و دشواری روبهرو شود. اگر فشاری وجود نداشته باشد، فرصتی برای نمایش ایستادگی هم ایجاد نخواهد شد. در مورد نرگس هم این اتفاق میافتد. او با شرایطی روبهرو میشود که انتخاب خودش نیست و ناچار است با پیامدهای تصمیم دیگران زندگی کند. طبیعی است که در چنین وضعیتی، رنج بخش مهمی از زندگی او باشد؛ اما آنچه برای من اهمیت داشت، متوقف نشدن شخصیت در همین نقطه بود. نرگس بارها آسیب میبیند، ناامید میشود و حتی به فرار فکر میکند؛ اما درنهایت، تسلیم نمیشود. او تلاش میکند کرامت انسانی و استقلال فکری خود را حفظ کند. به همین دلیل سعی کردم رنج و مقاومت در طول داستان همزمان و در کنار یکدیگر حرکت کنند تا مخاطب تصویری واقعیتر از این شخصیت داشته باشد.
چقدر از حوادث و شخصیتها واقعی هستند؟
اقلیم شمال کشور بهویژه بندر انزلی بخشی از هویت من است. طبیعت، فرهنگ، شیوه زندگی مردم و حتی نوع روابط اجتماعی این منطقه را از نزدیک تجربه کردهام و طبیعی است که این عناصر در آثارم حضور داشته باشند. شخصیتهای اصلی داستان مانند علی و نرگس، زاده تخیل هستند؛ اما بسیاری از رخدادهای تاریخی و اجتماعی که در داستان به آنها اشاره میشود، ریشه در واقعیت دارند. اتفاقات مربوط به شهریور ۱۳۲۰، شرایط زندگی صیادان، فشارهای اقتصادی و برخی وقایع تاریخی مطرحشده در داستان، بر اساس منابع و روایتهای واقعی شکل گرفتهاند. تلاش کردم میان واقعیت تاریخی و تخیل داستانی تعادل برقرار کنم؛ بهگونهای که مخاطب ضمن خواندن یک داستان جذاب، با بخشی از تاریخ و فضای اجتماعی آن دوران نیز آشنا شود.
نگران نبودید که تلخیِ داستان، مخاطب را دچار ناامیدی کند؟
من معتقدم ادبیات نوجوان باید واقعیت را نشان دهد، اما نباید امید را از مخاطب بگیرد. نوجوانان بیش از هر گروه دیگری به امید نیاز دارند؛ زیرا در دورهای از زندگی قرار دارند که شخصیت و نگاهشان به آینده در حال شکلگیری است. در «فرار ماردوش» اتفاقات تلخ زیادی رخ میدهد و شخصیتها با دشواریهای فراوانی روبهرو میشوند، اما خواستم در دل همین سختیها، روزنهای از امید حفظ شود. گاهی این امید در قالب یک دوست، یک عضو خانواده یا یک خاطره مشترک ظاهر میشود و گاهی در قالب هدفی که شخصیتها برای رسیدن به آن تلاش میکنند.
مطالعه «فرار ماردوش» چه ارزشافزودهای برای ما میتواند داشته باشد؟
فکر میکنم مهمترین ویژگی این کتاب، نمایش مفهوم مقاومت در شرایط دشوار است. شخصیتهای داستان انسانهای معمولی هستند و قهرمانانی دستنیافتنی یا افسانهای نیستند. از طرف دیگر، این رمان میتواند بخشی از حافظه تاریخی کشور را برای نسل جدید زنده نگه دارد. نوجوان امروز در دنیایی زندگی میکند که با سرعت زیادی در حال تغییر است و شاید کمتر فرصت کند با برخی رویدادهای گذشته آشنا شود. ادبیات میتواند پلی میان نسلها باشد و تجربههای تاریخی را به زبانی قابل فهم منتقل کند.
امیدوارم نوجوانان پس از خواندن «فرار ماردوش» به این نتیجه برسند که در هر دورهای از تاریخ، انسانها با مشکلات و بیعدالتیهایی روبهرو بودهاند، اما آنچه آنها را از بحران عبور داده، امید، تلاش و ایمان به تغییر دادن شرایط بوده است. اگر این پیام به مخاطب منتقل شود، احساس میکنم داستان به هدف خود رسیده است.
nojavan7CommentHead Portlet