به نظرتان رماننویسی و رمانخوانی چه تأثیری در جوامع گذاشته است؟
به گمان من، رمان مهمترین ظرف روایت انسان معاصر است. انسان امروز با لایههای پیچیدهای از تجربه روبهروست؛ از بحرانهای هویتی و تحولات اجتماعی گرفته تا تنهاییهای مدرن. رمان، بیش از هر قالب دیگری توانسته این پیچیدگی را روایتپذیر کند و به آن شکل بدهد.
رمان فقط قصهگویی نیست؛ میدان گفتوگوی اندیشههاست. وقتی رمانی میخوانیم، ناچاریم وارد ذهن و احساس شخصیتها شویم. همین ورود، تمرین واقعی «همدلی» است. جامعهای که رمان میخواند، قدرت درک دیگری را پیدا میکند و داوریهایش کمتر شتابزده میشود؛ همچنین، رمان حافظه تاریخی جوامع است. تاریخ رسمی، رخدادها را ثبت میکند اما رمان، «حس» آن رخدادها را منتقل میکند و این حس است که در ذهن و جان نسلها ماندگار میشود. رمانخوانی، درنهایت، نوعی تربیت ذهن و قلب است. رمان ذهن را از سطح به عمق میبرد و دل را به فهم دیگران نزدیکتر میکند. جامعهای که رمان را جدی بگیرد، جامعهای است که به گفتوگو، فهم متقابل و اندیشیدن عمیق نزدیکتر میشود.
nojavan7CommentHead Portlet