گفتوگو با محمد میرکیانی، نویسنده نامآشنای ادبیات نوجوان:
وقتی کارگر چاپخانه بودم به ادبیات علاقهمند شدم
فکرش را بکن! نویسندهای که از وقتی کتابخوان شدی حتماً یکی از قصههای کودکانه و نوجوانانهاش را خواندهای، خودش در بچگی کتابهای زیادی در خانهشان نداشته و اجازه هم نداشته که از کتابخانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کتابی امانت بگیرد؛ اما کلمهها و قصهها دستبردار نبودند و درست وقتی که همسنوسال الان تو بود، پیدایش کردند و از میان حروفِ سربیِ چاپخانهای که نوجوانیاش را در آن میگذراند، به سراغش آمدند. خودش میگوید همانجا بود که به ادبیات بهخصوص ادبیات جهان علاقهمند شده است.
داستان کتابخوان شدن نویسنده کتاب «تنتن و سندباد»، یکی از کتابهای مورد پسند رهبر عزیز و شهیدمان را از زبان خود آقای محمد میرکیانی بخوانید:
nojavan7CommentHead Portlet