موضوع کتاب
مسیر زندگی علی صیاد شیرازی، فرمانده نیروی زمینی ارتش از موقعیتهای متفاوتی عبور میکند؛ از کودکی که زندگی دوبارهاش را از امام رضا علیهالسلام میگیرد تا جوانی که به ارتش شاهنشاهی میپیوندد. بعد به آمریکا میرسد و نفر اول دورهای نظامی در کنار افسرهای آمریکایی میشود. در بحبوحه زمستان 1357، تلاش میکند ارتش را برای انقلاب پیشِ رو حفظ کند و صبح 22 بهمن در بازداشت، خبر پیروزی انقلاب اسلامی را میشنود. بعدتر به غرب میرود تا با نیروهای ضدانقلاب بجنگد، روزهای عجیب و متفاوتی را در کنار بنیصدر اولین رییسجمهور و رییسجمهور خائن ایران میگذراند، به خرمشهر میرسد و چند سال بعد، در پایان جنگ، فاتح آخرین عملیات میشود. صحنه شهادت صیاد در میدان نبرد نیست؛ او مقابل درِ خانهاش به دست منافقین به آرزویش میرسد.
«در کمین گل سرخ» کتابی است که مسیر زندگی شهید علی صیاد شیرازی را روایت میکند. نویسنده در این کتاب به مصاحبهها یا اسناد معتبر و دسته اول (جایی منتشرنشده) اکتفا نکرده و ماجرای زندگی صیاد را از بین صفحههای تاریخ جنگ بیرون کشیده است. «صیاد» یکی از ستونهای جنگ هشتساله است و روایت زندگی او، روایت خودِ جنگ است، اما جنگی از زاویه دید خودش؛ زاویه دیدی که همهچیز را زیبا میبیند. برای همین است که وقتی خبر میرسد هزار نیروی ضدانقلاب در ارتفاعات غرب ایران بهسمتشان میآید، سجده شکر میکند.
«یارانش دیدند که سرهنگ با خواندن این پیام پیشانیاش را به روی خاک سنگر گذاشت و خدایش را شکر کرد... با تعجب علت سجدۀ شکرش را پرسیدند. گفت: «چرا شکر نکنم؟ مگر نه این است که ما در این کوه و بیابانها به دنبال دشمن دین خدا میگردیم تا زمین را از لوث وجودش پاک سازیم؟ مهماتمان که کم است، نیروهایمان هم آموزش درست و حسابی ندارند و آن قدر خسته شدهاند که توان توی کوهها دویدن را ندارند! حالا که آنها خودشان میخواهند هزارتا هزارتا به چنگمان بیابند و ما حداکثر استفاده را از گلولههایمان بکنیم، باید خوشحال باشیم و خدا را شکر کنیم...»
عنوان: در کمین گل سرخ || نویسنده: محسن مؤمنی شریف || ناشر: سوره مهر || تعداد صفحات: 452
ویژگیهای کتاب
یکی از خوبیهای کتاب «در کمین گل سرخ» نقلقولهای مستقیمی از مصاحبههای شهید صیاد شیرازی در میان روایت داستان است. این نقلقولها، لحن و نگاه او را بدون واسطه منتقل میکنند؛ انگار شهید صیاد مقابل شما نشسته است و صحبت میکند. همین نگاه است که بعدتر در پایان جنگ هشتساله هم همهچیز را زیبا میبیند. به همین دلیل، حمله دوباره منافقین پس از تصویب قطعنامه و شکست آنها از نظر صیاد، نعمت الهی و زیباست.
«من از این عملیات نتیجه میگیرم که چقدر خداوند متعال ما را و رزمندگان اسلام و انقلاب را دوست دارد که در هر زمان طوری مقدر میکند که بسیاری از مشکلات ما باید با حالت سرافرازانه حل شود ... رزمندگان اسلام قلب و دلشان با امامشان همیشه گره خورده بود. امام اشارهای دارند که پذیرش قطعنامه مثل نوشیدن زهر بود برای رزمندگان اسلام که سالها فداکاری کرده بودند. در حالی که هشت سال تلاش شده بود، بعد از آن ما دلمان میخواست به صورتی دیگر نبرد تمام میشد. دلمان گرفته بود. اما خداوند با این پیروزی بزرگ و با این کشتار دستهجمعی بدترین و خبیثترین دشمنانمان به دست ما، موجب رضایت خاطر رزمندگان اسلام شد و پایان نبرد هشتسالۀ دفاع مقدس با این عملیات درخشان مرصاد انجام گرفت.»
شهید صیاد شیرازی در ارتش شاهنشاهی رشد و خدمت کرد، اما هیچگاه فاسد یا وابسته نمیشود و عامل نجاتش را نماز میداند. بعد از آشنایی با انقلاب، بیشتر با معارف دینی آشنا میشود. در موقعیتهای سخت دعای فرج میخواند و برای نتیجه عملیات به مشهد میرود. برای همین است که در جلسهای مقابل بنیصدر میایستد و پیشینه خود را فدای اعتقادش میکند.
«اول دعای امام زمان (عج) را خواندم. سپس گفتم: آقای رییسجمهور، خیلی عذر میخواهم این صحبت را میکنم. در جلسهای به این مهمی که برای حفظ امنیت نظام جمهوری اسلامی در این جا تشکیل شده است، یک بسمالله گفته نشد و یک آیۀ قرآن خوانده نشد. من آن قدر این جلسه را ناپاک و آلوده میبینم که احساس میکنم وجود خودم نیز از این جلسه آلوده میشود. چارهای ندارد یکراست از اینجا به قم بروم و با زیارت آنجا احساس کنم که تزکیه و پاک شدهام.»
چرا این کتاب را بخوانیم؟
«در کمین گل سرخ» روایتگر همه میدانهای نبرد شهید صیاد شیرازی است. صیاد در غرب با ضدانقلاب میجنگد، در جنوب با ارتش صدام و در تهران با دشمنانی که لباسِ دوست پوشیدند. سختترین نبرد شاید نبرد در تهران است؛ وقتی به ناحق از جایگاهش برکنار شده و به توصیه شهید بهشتی سکوت میکند.
«نیم ساعت تمام ایشان فقط به من نصیحت میکردند. خیلی برای من جالب و آموزنده بود. ایشان گفتند: حواستان باشد که الان در رسانهها و افکار مردم این طور تلقی شده است که شما مخالف بنیصدر هستید و از شما میخواهند بهرهبرداری کنند. من از شما میخواهم وقتی در مجالس و مساجد سخنرانی میکنید فقط به کارها و عملیاتهایی که در کردستان انجام دادهاید بپردازید ... اگر اصرار کردند راجع به بنیصدر صحبت کنید، شما هیچ چیز نگویید. خیلی که اصرار کردند و علت برکناریتان را پرسیدند، بگویید با من طبق قانون و مقررات عمل شد ...»
خواندن این کتاب بعد از تجربه دو جنگ تحمیلی، احساس متفاوتی دارد. انگار تاریخ مقابلت قد علم کرده و بخشهایی را به تو نشان میدهد که بسیار مشابه زندگی امروز است و شهید صیاد شیرازی با آن نگاه زیبا در قله این روایت ایستاده و لبخند میزند.
nojavan7CommentHead Portlet