ماموریتی برای سفر در فرداهای روشن زندگیات
فردای من!
اتوبوس، هرروز، در مسیر رفتن به مدرسه از جلوی دانشگاه رد میشد. تمام آرزویش قبولی در یکی از رشتههای این دانشگاه بود. او هر روز خودش را در رشتهای و شغلی تصور میکرد که برای رسیدن به آن، باید مسیر تحصیلیاش را بهخوبی طی میکرد. برای او، فقط دانشجوشدن مهم نبود! انتخاب مسیر و رشته درست برای دوران دانشجویی، اولویت مهمش بود و برای رسیدن به این انتخاب تمام تلاشش را میکرد.
nojavan7CommentHead Portlet