روایتی از روزها و لحظههای بعد از او
سروها ایستاده میمیرند
ثمین قیاسی
حوالی غروب بود که رسیدیم؛ جایی در تلاقیِ همیشگیِ خاطره و خیابان، در «کشوردوست». شأن انتخاب این اسم را نمیدانم، اما بحق و خوش به این منطقه نشسته است. کشوردوستترین فرد ایران، کسی بود که حالا مردمان مبعوثشدهاش، به دیدار عمومیِ «نبودنش» آمده بودند.
nojavan7CommentHead Portlet