مجلس خبرگان چگونه درهای امید را بر روی دشمنان بست؟
روزی که ایران آرام شد
چهاردهم خرداد ۱۳۶۸، خبر مثل موجی سنگین در شهرها پیچید: امام خمینی از دنیا رفته است. مردم گریه میکردند. خیابانها پر از جمعیتی بود که باورشان نمیشد رهبر انقلاب دیگر در میانشان نیست. دلها نگران بود و یک سؤال بزرگ در ذهن خیلیها میچرخید: حالا چه میشود؟
در همان لحظهها، دشمنان انقلاب که سالها منتظر چنین روزی بودند، با امید به آینده نگاه میکردند. آنها خیال میکردند با رفتن امام، نظام اسلامی بدون رهبر میماند و کمکم از هم میپاشد. تصورشان این بود که کار انقلاب تمام شده است.
بعضیها هم حرف دیگری میزدند. میگفتند: «ولایت فقیه ردایی است که فقط بر تن امام خمینی دوخته شده است.» از نگاه آنها اگر امام نباشد، شیرازه نظام هم از هم میپاشد و هیچ فقیه دیگری نمیتواند این کشتی را در میان طوفان هدایت کند.
nojavan7CommentHead Portlet