چرا 250 سال؟
شاید وقتی اسم کتاب را میشنوی از خودت بپرسی: «چطور ممکن است کسی ۲۵۰ سال عمر کند؟» این کتاب همان سؤال را از یک زاویه نو جواب میدهد: نه اینکه یکی از آدمها واقعاً ۲۵۰ سال زندگی کرده، بلکه اگر زندگی امامان شیعه را مثل یک مسیر واحد ببینی که ۲۵۰ سال طول کشیده، آنوقت میشود یک «انسان ۲۵۰ساله» را فهمید؛ انسانی که هرکدام از امامان بخشهای مختلف عمرش را زندگی کردهاند.
این کتاب حاصل بیانات رهبر انقلاب درباره زندگی سیاسی و مبارزاتی امامان است که برای نسخه نوجوانان هم طراحی شده تا راحتتر بفهمیم. در واقع، نویسندهها از سخنرانیها و کلام رهبر انقلاب استفاده کردهاند تا قصه زندگی امامان را مثل یک داستان بزرگ تاریخی تعریف کنند؛ داستانی که از پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم شروع میشود و تا امام حسن عسکری علیهالسلام ادامه دارد؛ حدود سال ۲۶۰ هجری.
عنوان: انسان ۲۵۰ساله || نویسنده: سیدعلی خامنهای || ناشر: مؤسسه ایمانی جهادی صهبا || تعداد صفحات: 402
چرا این کتاب را بخوانیم؟
«انسان ۲۵۰ساله» به تو کمک میکند بفهمی تاریخ اسلام فقط درباره وقایع دور نیست، بلکه درباره انتخاب، مبارزه، صبر و تلاش بیوقفه و هر روزه است. تو میفهمی که هر امام، در زمان خودش با مشکلات زیادی روبهرو بود؛ مثلاً جنگها، خیانتها، فشارهای اجتماعی و سیاسی اما آنها هیچوقت دست از تلاش برنداشتند. وقتی این مسیر ۲۵۰ساله را مثل یک انسان واحد ببینی، داستان زندگیشان میشود یک درس بزرگ درباره هدف داشتن و تلاش کردن برای بهتر کردن دنیا.
کتاب با زبان ساده و قابل فهم برای نوجوانها نوشته شده و سعی دارد تو را با ماجراهای واقعی و جذاب تاریخ آشنا کند. در هر بخش، توضیح میدهد که آن امام در چه زمانی زندگی میکرد، با چه چالشهایی روبهرو شد و چه کاری انجام داد که باعث شد تاریخ تغییر کند. این روند باعث میشود وقتی کتاب را میخوانی، حس کنی در یک سفر تاریخی قرار داری، نه اینکه فقط چند صفحه مطلب تاریخی بخوانی.
یکی دیگر از جذابیتهای کتاب این است که تو را به فکر کردن درباره زندگی خودت هم دعوت میکند. وقتی میبینی امامان، روزهای سخت زیادی را پشت سر گذاشتند و همیشه تلاش کردند تا عدالت، معرفت و حقیقت را حفظ کنند، شاید تو هم درباره اینکه در زندگی خودت چه هدفهایی داری و چطور میخواهی تلاش کنی، فکر کنی. این یعنی این کتاب فقط درباره تاریخ نیست، بلکه درباره امروز و انتخابهایمان هم حرف میزند.
برشی از متن کتاب
خطراتی که اسلام را بهعنوان يک پديده عزيز تهديد ميکند، از قبل از پديد آمدن و يا از آغاز پديد آمدنش از طرف پروردگار، پيشبينی شده است و وسيله مقابله با آن خطرات هم ملاحظه شده و در خود اسلام و در خود اين مجموعه، کار گذاشته شده است. مثل يک بدن سالم که خدای متعال قدرت دفاعیاش را در خود آن کار گذاشته است، يا مثل يک ماشين سالم که مهندس و سازنده آن، وسيله تعميرش را با خود آن همراه کرده است. اسلام يک پديده است و مثل همه پديدهها، خطراتی آن را تهديد ميکند و وسيلهای برای مقابله لازم دارد.
خدای متعال اين وسيله را، در خود اسلام گذاشت. اما آن خطر چيست؟ دو خطر عمده، اسلام را تهديد میکند که يکی خطر «دشمنان خارجی» و ديگری خطر «اضمحلال داخلی» است. انسان مىتواند در حركت چند ماهه حضرت ابی عبدالله علیهالسلام، از آن روزى که از مدينه خارج شد و به طرف مكه آمد، تا آن روزى كه در كربلا شربت گواراى شهادت نوشيد، بيش از صد درس مهم بشمارد. نخواستم بگویم هزارها درس، مىشود گفت هزارها درس هست. ممكن است هر اشاره آن بزرگوار، یک درس باشد؛ اما اينكه مىگويم بيش از صد درس، يعنى اگر ما بخواهيم اين کارها را مورد صحبت قرار دهيم، از آن مىشود صد عنوان و سرفصل به دست آورد كه هر كدام براى يک امت، براى يک تاريخ و يک كشور، براى تربيت خود و اداره جامعه و قرب به خدا، درس است.
nojavan7CommentHead Portlet