تو هم که گول ادعاهای توخالیِ قلدرخان رو خوردی، اولش خوشحالی و حال میکنی از اینکه یه قلدر پشتته؛ اما این قلدر زورگو، لجوج و بدقوله. حالا ببین چی میشه. صبح بهت دستور میده: «همه فنهایی که تا حالا بلد بودی رو بریز دور؛ امروز فقط باید روی فلان فن وقت بذاری. تمام روز تمرین میکنی.» فردا میری رینگ، همون حامی لجوج میگه: «اه، امروز حوصلهم سر رفته! برو سراغ یه فن دیگه. اگه نزنی، کمکهام قطع میشه.» اگه نزنی، دیگه بهت نمیگه چیکار بکن و چیکار نکن. روز بعد میاد میگه: «یه مدال مفت و مجانیمون نشه؟» تو هم دست میندازی دور گردنت و مدالهایی رو که با بدبختی و عرقریزون به دست آوردی، میدی بهش؛ چون فرمون بازی دست اونه و تو دیگه هیچی از خودت نداری.
اینجاست که فاجعه شروع میشه: تو دیگه بازی نمیکنی، فقط از ترس قطع شدن کمکها، کورکورانه دستورهای یه آدم غیرقابل اعتماد رو اجرا میکنی. تو مالک استراتژی خودت نیستی. داشتههات مال خودت نیست، افتخاراتت هم مال خودت نیست. اگه اون بدقولی کنه و وسط مبارزه کمکت نکنه، تو زمین میخوری و تنها کسی که مقصره، خودتی که فرمان بازی رو دادی دستش!
تو که تا دیروز کلی افتخار داشتی، کمکم تبدیل میشی به یه آدم ضعیف، بدبخت و آویزون! وابستگی، یعنی تمام وقتت رو صرف راضی نگه داشتن کسی میکنی که خودت هم میدونی هیچوقت نمیشه به حرفش اعتماد کرد. یادت باشه! اون فرمان رو هیچوقت واقعاً بهت پس نمیده. فقط هر چند وقت یه بار میذاره باهاش یه دور بزنی، تا فکر کنی هنوز خودت رانندهای!
فرمان بازی را نگه دار
nojavan7ContentView Portlet
کی داره بهجای تو بازی میکنه؟
فرمان بازی را نگه دار
وابستگی، یعنی بهجای اینکه خودت محکم فرمان بازی رو بگیری، مثل ماست وایسی و فرمون رو بسپاری دست یه قلدر زورگویی که ادعای مربیگری هم داره. اون بهت میگه: «من بازی رو کنترل میکنم، تو فقط بزن و بجنگ.»
این مطلب را در شبکه های اجتماعی و پیامرسانها به اشتراک بگذارید
1
nojavan7CommentHead Portlet