دست سرنوشت
این تناقض تا قیامت ادامه دارد. طبیعی است که توان برگشت به گذشته وجود ندارد و آزادگی را باید در زمان و مکان فعلی نشان داد و «عاشورا» آشناترین کلمه برای هر انسان آزادهای است و انسان آزاده برای ما تنها یک مصداق دارد و حسین علیهالسلام همان مصداق است؛ پس باید همسو با سیدالشهدا در زمان حال زندگی کرد و مصداق بهروز «یا لَیتَنا کنّا مَعَک» را به تصویر کشید.
«نامیرا» اثر مشهور صادق کرمیار است که با داستان دختر و پسری جوان آغاز میشود. جوانانی از اهالی قبیله بنیکلب که از ابتدا معتقد بودند کوفیان بدعهدند و به همین دلیل، نامهای به «امام حسین علیهالسلام» نوشتند؛ هرچند در جدال میان حق و باطل در ذهن خودشان درنهایت به یاری امام زمانهشان در کربلا رفتند.
عبدالله بن عمیر و نخیله، همسرش بدون منفعتطلبیهای روزافزون مردم کوفه بهدنبال حقیقت هستند؛ اما در میان رفتارهای متناقض سرداران بزرگ کوفه بین حمایت از امام حسین و وفاداری به یزید سرگردان میمانند.
داستان این دو نفر از پیش از عاشورا آغاز میشود؛ زمانی که در بیابان انس بن مالک را میبینند که در انتظار قافله امام حسین علیهالسلام نشسته است. کمی بعد قافله عبدالله با کاروانی مواجه میشود که مورد حمله راهزنان قرار گرفته است. عبدالله و سوارانش به کاروانیان کمک میکنند و راهزنان را فراری میدهند. پس از آن عبدالله میفهمد بار کاروان متعلق به سلیمان کاروانسالار و شریکش عباس است. سلیمان که در حمله دزدان زخمی شده و امیدی به نجات خودش نمیبیند کاروان را به عبدالله میسپارد و او را قسم میدهد اموال عباس را که در حجاز کشته شده، به همسرش ام ربیع برساند و داستان آزادگی آغاز میشود ... .
عنوان: نامیرا || نویسنده: صادق کرمیار || ناشر: نیستان هنر || تعداد صفحات: 234
هر روز عاشوراست
نامیرا داستان عاشقانه هم دارد. آنجا که سلیمه، دختر عمرو بن حَجّاج با ربیع پیمان زناشویی میبندد و خوشحال است که همسرش محب علی و اولاد اوست و خشمگین میشود که چرا پدرش به حسین علیهالسلام پشت کرده است. این عشق آنقدر قوی است که وقتی ربیع کارش به تردید میکشد، سلیمه هشدار میدهد که پیوند آن دو از سر حب علی و حسین است و داستان رنگ دیگری میگیرد.
نویسنده کتاب، دست روی یکی از مهمترین و پرطرفدارترین رویدادهای تاریخ اسلام، یعنی واقعه عاشورا گذاشته است؛ اما بیش از هر چیز اسم نامیرا که برای کتاب انتخاب شده است، مخاطب را به خود مشغول میکند. ابتدا به ذهن میرسد که این اسم فقط اسمی هنری است که برای جلب خواننده انتخاب شده یا ناشر و نویسنده خواستهاند ابهام داستان را زیاد کنند، اما کتاب «نامیرا» اثر صادق کرمیار را که تا انتها بخوانی معلوم میشود این کلمه ریشه در مفهوم «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» دارد.
چرا «نامیرا» خواندنی است؟
«نامیرا» برگزیده جایزه جلال و کتاب سال بوده و به زبان عربی در کشور لبنان هم ترجمه شده است. نویسنده معتقد است که در این کتاب واقعه کوفه و اتفاقاتش را توضیح نداده، بلکه پاسخی به چرایی آن اتفاق داشته و علل و عواملش را بررسی کرده است. این زاویهدید جدید برای نگاه کردن به عاشورا و حماسه امام حسین علیهالسلام است. به همین دلیل است که این کتاب ۲۹ شخصیت حاضر و ۳ شخصیت غایب دارد. شخصیتهای کتاب هم که بهخوبی پرداخته شدهاند بهتدریج وارد داستان میشوند و قصه خود را پیش میبرند. از طرفی، هرکدام اثرگذاری خاص خود را در روند داستان دارند. جالب است بدانید که هیچیک از شخصیتهای اصلی «نامیرا» از بین شخصیتهای مشهور واقعه کربلا انتخاب نشدهاند، اما در کنار آنها داستان خود را بیان میکنند.
بخشی از متن کتاب
چند تن دیگر از بزرگان کوفه به جمع خانه مختار اضافه شده بودند. پیدا بود بحث بالا گرفته و هر کس نظری میداد. مسلم همچنان با توجه و دقت به حرفها گوش میداد. ابوثمامه گفت: «نگرانی عمرو و شبث نیز بجاست. من هم میگویم، تا یزید بر تخت خویش به خود نیامده، فرصت اندیشیدن به کوفه را از او بگیریم.»
شبث گفت: «ترس من از مخالفت مختار این است که به خاطر خویشاوندی با نعمان احتیاط کند.»
عمرو گفت: «مذحج هیچ خویشاوندی با نعمان و بنیامیه ندارد؛ و اگر مسلم بن عقیل به خانه من وارد میشد، در یاری او تردید نمیکردم و بیدرنگ نعمان را از تخت به زیر میکشیدم.»
مختار گفت: «مسلم بن عقیل مهمان من است، نه در بند من! مرا به خاطر خویشاوندی با نعمان نیز متهم نکنید که اگر هماکنون مسلم فرمان دهد، شبانه نعمان را از کوفه بیرون میکنم.»
nojavan7CommentHead Portlet