nojavan7ContentView Portlet

راز خاموشی ساعت بزرگ
معرفی کتاب «نازبالش»
راز خاموشی ساعت بزرگ

روی نازبالش پنج تا تخم درشت کدو‌تنبل بود. تخمه‌فروش نازبالش را روی دو دست گرفته بود، ایستاده بود کنار خیابان. انتظار می‌کشید آدم خوبی پیدا شود، هزار تومان بدهد و یکی از آن تخمه‌های هوش‌آور را بخرد و بخورد و هوشش زیاد شود. تخمه‌فروش مثل خل‌وچل‌ها لباس پوشیده بود، عین دلقک‌ها! حالا اگر تو بودی از تخمه‌های کدوی تنبلی که روی نازبالش لم داده‌اند می‌خریدی تا هوشت سر به فلک بکشد؟ یا آن‌قدر باهوش هستی که سرت کلاه نرود؟ یا چون تخم کدوی هوش‌آور خوردی آن‌قدر باهوش شدی که سرت کلاه نرود؟!

1

قصه تخم کدوهای هوش‌آور

کتاب «نازبالش» قصه نازبالش، تخم کدوهای هوش‌آور و ساعت قدیمی و بزرگ شهرک آرزوست. روزی از روزها، آقاماشاءالله آسانسورچی، از مردی با لباس‌هایی عجیب تخم کدوی هوش‌آور می‌خرد. داستان با ماجراهای آقا‌ماشاءالله که هوشش آن‌قدر زیاد شده بود که در اتاقک آسانسور جا نمی‌شد، پیش می‌رود تا اینکه یکی از همین تخم کدوها به دست او به مهربان می‌رسد؛ مهربان پسری نوجوان است که تخم کدوی هوش‌آور می‌خورد و برای اولین‌بار توجه‌اش به ساعت بزرگ و قدیمی وسط میدان شهرک جلب می‌شود. او که سال‌ها از کنار میدان رد شده و به مدرسه رفته بود، هیچ‌وقت فکر نکرده بود که این ساعت گنده و قدیمی و خوابیده به چه درد می‌خورد؟ اما امروز ساعت چشمش را گرفته بود و همین مسئله، ماجراهایی را برایش رقم زد.

عنوان: نازبالش || نویسنده: هوشنگ مرادی کرمانی || ناشر: معین || تعداد صفحات: 163

2

نگاهی به قلم هوشنگ مرادی کرمانی در «نازبالش»

هوشنگ مرادی کرمانی با قلم روان و گیرای خود، مخاطب را به دام می‌اندازد. هرچند که داستان دارای فرازوفرود چندانی نیست، اما ویژگی‌هایی دارد که باعث می‌شود مخاطب آن را تا انتها دنبال کند. یکی از این ویژگی‌ها، طنزهای موقعیت جاری در داستان است. وجه تمایز دیگری که هم به کمک طنز قصه آمده و هم جذابیت داستان را دوچندان کرده است، توصیفات اغراق‌آمیزی است که نویسنده به شکل‌های مختلف در رابطه با موقعیت‌ها، اشخاص و اشیا از آن بهره برده است. برای نمونه «تنها کسی که می‌تواند به جای جرثقیل، ساعت بزرگ و سنگین میدان شهرک را روی دوش گذاشته و از بالای ستون پایین بیاورد خانم دکتر قافله‌ای (نوه پهلوان قدیم شهرک) است که از قضا هیکل درشتی نداشته و فقط قد بلندی دارد.» توصیفات مبالغه‌آمیز مفصل‌تری در جای‌جای داستان به چشم می‌خورد که بسیار جالب توجه هستند.
کتاب «نازبالش»، شخصیت‌های زیادی دارد که هریک نقش تعیین‌کننده‌ای در کلیت داستان ایفا می‌کنند، حتی اگر حضور کوتاهی داشته باشند. از بین‌ آن‌ها می‌توان یک یا دو شخصیت اصلی را برگزید؛ اما در نگاهی متفاوت، نازبالش، کدوتنبل و تخمه‌هایش و ساعت بزرگ و قدیمی شهرک نقش‌های اصلی‌ را ایفا می‌کنند.

3

نکاتی عمیق‌تر

اولین نکته‌ای که از همان ابتدای داستان به چشم می‌خورد، تأثیر تلقین بر ذهن و فکر، خانواده، سبک زندگی و محیط انسان است که این تأثیر می‌تواند در جهت مثبت یا منفی باشد. تخمه ‌کدو‌تنبل به‌خودی‌خود، خاصیت هوش‌آوری ندارد و این، فریب فروشنده و تلقین آقاماشاءالله و مهربان به خود است که ماجراهای داستان را رقم می‌زند.
در این داستان خانواده و روابط خانوادگی به شکل درستی به مخاطب منتقل می‌شود. نوجوانان نقش تعیین‌کننده‌ای دارند و سرنوشت و مسیر پیشرفت شهرک در دست آن‌هاست. این موضوع، پیام مهمی را به مخاطب بزرگسال منتقل می‌کند و آن، توجه به اهمیت نقش نوجوانان در آینده این سرزمین است؛ پس باید به آن‌ها اعتماد کرد و مسئولیت‌های جدی‌تری سپرد.
از دیگر پیام‌های داستان می‌توان به اهمیت زمان، تلاش، امید، خلاقیت و نوآوری، عاقبت‌اندیشی، همدلی، مثبت‌اندیشی و... اشاره کرد.

4

برشی از متن کتاب

کدخدا می‌گوید: وقتی ساعت باشد و همه بدانند عمرشان چگونه با فلاکت و گرسنگی و خشکسالی می‌گذرد، غصه می‌خورند و مریض می‌شوند و می‌روند شهر که خود را به دوا و درمان برسانند، همان جا می‌مانند و روستا خالی می‌شود. بچه‌های مکتب به یاد درس و مشقشان و تنبلی‌شان می‌افتند و غصه می‌خورند. کم‌کم از درس و مشق زده می‌شوند و مکتب نمی‌روند و بی‌سواد و کور بار می‌آیند. مکتب‌دار که بیدار شود به یاد شاگردهای تنبل خود می‌افتد و همین‌جور به یاد بچه‌هایی که پول هفتگی خود را نیاورده‌اند و مکتب خرج‌ودخل نمی‌کند، در مکتب را می‌بندد. مردم و بچه‌های روستا آواره می‌شوند. مردها و زن‌ها که با صدای ناجور و بلند زنگ ساعت، نیمه‌شب بیدار شده‌اند علاقه دارند بروند مستراح، توی حیاط دنبال آفتابه می‌گردند، آفتابه که معمولا هیچ‌وقت جای خودش نیست، در دسترس آنان قرار نمی‌گیرد و آن‌ها که آفتابه را پیدا نمی‌کنند، با صدای بلند بدون ملاحظه‌ همسایه‌ها گله و شکایت می‌کنند و ای بسا که فحش‌های محلی بدهند و ... .

nojavan7Social1 Portlet

متن برای شناسایی تازه سازی CAPTCHA