از شعر طنز چه خبر؟
من اکنون کمی از فضای طنز فاصله گرفتهام؛ اما چند اتفاق در این سالها در مقایسه با سالهایی که ما جوان و نوجوان بودیم و وارد این فضا میشدیم، رخ داده که متفاوت است. یکی از این موارد این است که در زمان ما پدیدههایی مثل انجمنهای ادبی، حلقههای ادبی و محافل ادبی بیشتر از حالا وجود داشتند و این پدیدهها برای ما بهمراتب مهمتر از جوانان امروزی بودند. اکنون ممکن است اتفاقاتی که در فضای مجازی رخ میدهد، برای افرادی که تازه وارد این عرصه میشوند، اهمیت بیشتری داشته باشد.
تفاوت این دو فضا در کجا مشخص میشود؟ در جایی که من بهعنوان یک شاعر جوان یا نوجوان، شعر خود را در یک حلقه ادبی یا محفل ادبی میخوانم که متشکل از شاعران جوان و نوجوان دیگر و استادان این حوزه است؛ یعنی برای مخاطب خاص شعر. وقتی آنها درباره شعر من نظری میدهند، یک نظر کارشناسی محسوب میشود. من با حضور فعال در یک حلقه یا محفل ادبی، انگار مرحلهبهمرحله شعر خودم را با استفاده از بازخوردهای کارشناسی ارتقا میدهم؛ اما مثلاً در یک صفحه اینستاگرام لزوماً با مخاطب خاص شعر مواجه نیستم و چهبسا با مخاطب عام یا حتی پایینتر از آن روبهرو باشم. واکنشی که این مخاطب به شعر من نشان میدهد، نهتنها معمولاً موجب ارتقای شعر من نمیشود، بلکه ممکن است برعکس نیز باشد. البته این افراد صاحبنظر نیستند، ولی مخاطب شعر هستند؛ اما این اتفاق برای شاعر جوان یا نوجوانی که در آغاز راه است، بیشتر از اینکه موجب ارتقای کارش شود، در بهترین حالت ممکن است منجر به درجازدنش شود.
آیا گشتی هم لابهلای کتابهای شعر نوجوان زدهاید؟
بهواسطه اینکه یک نوجوان در خانه دارم و دخترم بهتازگی از کودکی وارد مرحله نوجوانی شده است، برای انتخاب کتابی برای او یا ارائه پیشنهادی برای مطالعهاش، آثار شعر نوجوان را دنبال میکنم.
در دنیایی که شعرهای کوتاه و بهنوعی لایکخور بیشتر مخاطب دارد، چگونه شعر طنز معاصر ایران میتواند ما را به خود جذب کند؟
اگر شاعر بتواند خود را از آسیبهای فضای مجازی دور نگه دارد و شعرش را به نقطهای برساند که دیگر بتوان گفت شعر درست و مؤثر و بهرهمند از طنز صحیح است، تازه این ماجرا آغاز میشود که چگونه او میتواند با مخاطبی که به همان اندازه تحتتأثیر فضای مجازی است، تعامل برقرار کند. شاید اصل چالش و دعوا اینجا باشد که ما چگونه میتوانیم خود را از آسیبهای فضای مجازی و شبکههای اجتماعی دور نگه داریم و در عین حال از امکاناتی که این فضا در اختیار ما قرار میدهد، بهرهبرداری کنیم. اصل، آن هنری است که نویسنده و شاعر امروز باید داشته باشد و این موضوع بسیار مفصل است که این شبکههای اجتماعی با انسان چه میکنند؛ حال، این انسان میتواند مؤلف باشد یا مخاطب.
چرا سهم شاعران جوانتر و معاصرتر در مجموعه «قهوه قندپهلو» بیشتر است؟
این کتاب برای مخاطب امروز نوشته شده است. البته این کتاب قرار است بازه زمانی بیشتر از صد سال را دربر بگیرد؛ اما نمونههایی از شعر کسانی که مثلاً در صد سال پیش یا کمتر میزیستند و شعر برجستهای داشتهاند، آورده شده است؛ اما چون بناست که بیشتر حالوهوای روزگار خودمان در ۲۰ یا ۳۰ سال اخیر را نشان دهد، سهم شاعران فعال در دوره فعلی بیشتر است.
نوجوانانی که به شعر و شاعری علاقهمندند، بهتر است چگونه به این مسیر وارد شوند؟
توصیه من این است که حتماً با استادان این عرصه ارتباط بگیرند. اتفاقاً چون درباره آسیبهای فضای مجازی و شبکههای اجتماعی صحبت کردم، باید بگویم که اکنون خوشبختانه به نسبت گذشته امکان ارتباط با استادان از طریق فضای مجازی بسیار راحتتر است. قبلاً ما باید حتماً به محضر استاد میرفتیم؛ حال اگر استاد حلقه یا محفلی داشت و اگر نداشت، خیلی سخت بود. خوشبختانه اکنون بسیاری از استادان از طریق همین پیامرسانها با جوانترها ارتباط دارند. نوجوانان میتوانند و باید آثار خود را به چند استاد نشان دهند و نظرشان را بپرسند. من استادانی را میشناسم که از این ارتباط استقبال میکنند و تلاش میکنند همانطور که در دوره جوانی خود از محضر استادان بهرهمند میشدند، اکنون نیز از طریق فضای مجازی به بچهها کمک کنند. نکته مهم این است که هر کسی اکنون ممکن است یک صفحه یا یک کانال داشته باشد و شعرش را در آن منتشر کند؛ اما نباید تصور کند که استقبال مخاطب از شعرش لزوماً میتواند جهتگیری یا سیر شاعریاش را تعیین کند. این تعامل باید با استادان این عرصه برای جوانترها صورت بگیرد.
مرز بین طنز واقعی و شوخیهای دمدستی کجاست و چگونه میتوانیم این دو را از یکدیگر جدا کنیم؟
در مورد مرز بین شوخیهای سطحی و طنز برجسته که بهاصطلاح امروزیها فاخر نامیده میشود (خودم چندان با این اصطلاح موافق نیستم)، باید بگویم که ما از دیرباز انواع طنز و شوخطبعی را داشتهایم؛ بهعنوان مثال، «فکاهه» را داریم که بهمعنای شوخی است، برای اینکه بخندیم و حالمان خوش شود. این نوع طنز در جایگاه خود نهتنها بد نیست، بلکه خوب هم هست؛ همچنین، ما «هجو و هزل» را داشتیم که شوخیهای ممنوعه به شمار میروند و طنز را داشتیم که در واقع، نگاهی فرهنگیاجتماعی پشت آن است و نقدی است که با استفاده از شوخطبعی به وجود میآید.
تفاوت این دو نوع نیز در اندیشه و نگرش مؤلف آنهاست. شاعری که شعر طنز میگوید یا همان طنزپرداز، باید صاحب نظر و دیدگاه باشد و مطالعه داشته باشد و نظر خود را درباره وقایع و اوضاع فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و غیره بیان کند. طبیعتاً طنز او نیز تحتتأثیر آن نگاه خواهد بود. اگر صرفاً قصد شوخی و دورهمی داشته باشد، طنزش هم چیزی جز همان دورهمی نخواهد بود. تازه بر فرض اینکه این مؤلف بتواند شعر خوبی بگوید. من برای نمونه هم کار فکاهه دارم و هم کارهایی که میتوانم آنها را طنز بنامم. شاید از قبل نتوان مشخص کرد که آیا یک کار ظرفیت حرف زدن و اندیشهورزی دارد یا خیر. طبیعتاً اگر چنین ظرفیتی نداشته باشد، به کار فکاهه تبدیل میشود. آن فکاهه هم میتواند خوب باشد و تأثیر مثبت داشته باشد؛ بنابراین، به نظر من آن چیزی که تعیینکننده است که آیا طنز برجسته و عالی است یا خیر، اندیشه و منظر و دیدگاه مؤلف است.
لطفاً یک کتاب شعر طنز به ما معرفی کنید که از خواندنش حسابی کیف کنیم.
بهجز «قهوه قندپهلو»، مجموعه سهجلدی شعر طنز خودم با نامهای «الا دختر»، «ابوالچپ» و «خاک عالم». دوست دارم این آثار را شما و مخاطبانتان بخوانید؛ اما بهجز آنها، اگر بخواهم به مخاطب جوان و نوجوان توصیه کنم که شعری را بخواند، پیشنهاد میکنم تمام آثار ابوالفضل زرویینصرآباد را مطالعه کنند. آثار ایشان به کوشش انتشارات نیستان منتشر شده است. برای مثال، کتاب «رفوزهها» مجموعه اشعار ایشان است و همچنین چند کتاب دیگر که اگرچه شعر نیستند، اما خواندنیاند: مانند «خاطرات حسنعلیخان مستوفی». بعد از آن، آثار مرحوم منوچهر احترامی.
nojavan7CommentHead Portlet