الهامبخش نسلهای بعد
کتاب «خانومماه»، نوشته ساجده تقیزاده دقیقاً از همین نقطه به اوج خودش میرسد. خانومناز علینژاد، زنی که زندگی معمولیای داشت، ناگهان با بزرگترین چالش زندگیاش روبهرو میشود؛ اما داستان فقط درباره غم و اندوه نیست، بلکه این کتاب نشان میدهد که شجاعت و انتخابهای درست گاهی در سادهترین لحظهها شکل میگیرند و میتوانند مسیر زندگی را روشن کنند.
در لحظه اول، آدم فکر میکند ناز باید بشکند، بترسد و تسلیم شود؛ اما نه، او سکوت نمیکند. یک اتفاق ساده، دری از انتخاب، ایمان و شجاعت را باز میکند؛ اما خانومناز زنی است واقعی، با ترسها و امیدهایش. شهادت همسرش، او را به زنی تبدیل میکند که دیگر نمیتواند سکوت کند و باید مسیر خودش را پیدا کند. هر تصمیم کوچک، هر ایستادگی و هر قدمی که ناز برمیدارد، الهامبخش نسلهای بعد است.
عنوان: خانومماه || نویسنده: ساجده تقیزاده || ناشر: بهنشر || تعداد صفحات: ۳۶۴
روایتی از پایداری و شجاعتِ یک زن
داستان با زندگی روزمره ناز و خانوادهاش آغاز میشود، خاطرات دوران انقلاب و جنگ را بازسازی میکند و سپس زندگی پس از شهادت همسرش را روایت میکند. کتاب نشان میدهد که پایداری و شجاعت، محدود به جبهه نیست؛ گاهی در خانه، در تصمیمهای روزمره و انتخابهای کوچک نهفته است. تا حالا شده با خودت فکر کنی اگر جای ناز بودی چه میکردی؟ میایستادی و ناامید میشدی؟ یا مثل او آرام اما محکم قدم بعدی را برمیداشتی؟
ساجده تقیزاده با زبانی ساده و صمیمی داستان را روایت میکند. وقتی کتاب را میخوانی، حس میکنی کنار خانمناز ایستادهای، هر لحظه با او فکر میکنی، انتخاب میکنی و احساس میکنی. جزئیات زندگی روزمره، احساسات انسانی و چالشهایی که او با آنها روبهروست، کتاب را برای نوجوانها هم جذاب و قابل فهم میکند.
«خانومماه»، نوری برای ادامه مسیر
کتاب «خانومماه» که بهتازگی تقریظ رهبر انقلاب اسلامی بر آن منتشر شده است، اهمیت کتاب را در حوزه ادبیات دفاع مقدس و زندگی واقعی زنان پشت جبهه نشان میدهد و به نوجوانها میگوید که این روایت هم سرگرمکننده است و هم آموزنده و واقعی.
پیام اصلی داستان روشن است: قهرمان بودن همیشه به کارهای بزرگ و هیجانانگیز نیست؛ گاهی یعنی در سختترین لحظات، سکوت را بشکنی، انتخاب کنی و ادامه بدهی. خانمناز علینژاد با ایمان، شجاعت و فکر مستقل، مسیر زندگیاش را ساخت و به الگویی برای دیگران تبدیل شد.
کتاب به ما میآموزد که هرکداممان میتوانیم با انتخابهای کوچک و درست، نور امید را به زندگی خود و اطرافیان بیاوریم. زندگی خانمناز نشان میدهد که شجاعت، ایمان و ایستادگی، حتی در سکوت و در ظاهر زندگی روزمره، میتواند دنیای اطراف ما را روشن کند و الهامبخش دیگران شود.
برشی از متن کتاب
چشمهای ناز هنوز پر از اشک بود. دستش را روی قلبش گذاشت و نفس عمیقی کشید. «چطور ممکنه؟ شیرعلی ...» صدایش شکست. اما بعد، خودش را جمع کرد. بلند شد، رفت کنار میز صبحانه، قاشق را برداشت و نگاهش به عکس همسرش افتاد. «تو که نمیخوای من بمونم زمین، نه؟» صدای خودش را کمی بلندتر کرد، انگار میخواست خودش را هم قانع کند.
هر روز صبح، وقتی خانه را مرتب میکرد، هر کاری انجام میداد، یادش میآمد که باید ادامه بدهد. هر گام کوچک، تصمیم کوچک، مثل یک نور کوچک در دل تاریکی بود. او دیگر فقط برای خودش زندگی نمیکرد؛ زندگیاش برای امید، برای خانواده و برای یاد همسرش بود.
ناز در سکوتش چیزی داشت که آدم را به فکر وامیداشت: شجاعت واقعی، آرام و بیصدا، نه پرسروصدا و هیجانانگیز. او نشان میداد که قهرمانی گاهی فقط یعنی ادامه دادن، حتی وقتی همهچیز بههمریخته است.
nojavan7CommentHead Portlet