اگر تو هم مثل خیلی از همسنوسالهایت این روزها آزمون و کنکورت عقب افتاده و نمیدانی باید این روزها را چطوری بگذرانی، این متن را بخوان.
اول اینکه نهتنها بقیه، بلکه خودت هم باید به خودت حق بدی که ناراحت باشی و این ناراحتی کاملاً طبیعی است. شاید برایت جالب باشد که تو داری یک سوگ را تجربه میکنی. تجربه سوگ فقط این نیست که آدم شخص عزیزی را از دست بدهد. سوگ یک نفر ممکن است شغلش، موفقیتی که داشته، جایگاه و آبرو و ... باشد؛ اما سوگ شما یک تفاوت مهم با سوگواریهای دیگر دارد. تفاوتش این است که کسی سوگ شما را به رسمیت نمیشناسد؛ یعنی گریه کردن و یک گوشه کز کردن و ناراحت بودن برای یک آدم سوگوار طبیعی است، ولی اگر تو در یکی از این حالتها فرو بروی، بقیه میگویند حالا مگر چه خبر شده، یک آزمون بوده و عقب افتاده. تازه الان کلی وقت هم داری که مرور کنی و حرفهایی شبیه این، ولی کسی به برنامهریزیهایی که داشتی فکر نمیکند. آن همراهیها زهر و تلخی سوگ را کم میکند. حتی ممکن است خودت هم دست به سرزنش خودت بزنی و عصبانی بشوی که کشور درگیر جنگ بوده و من دارم جوش کنکورم را میزنم. هموطنانم شهید شدند و من غم آزمون دارم. با این سرزنشها یک هیجان یا احساس ثانویه را هم به همه احساساتی که داشتی اضافه میکنی.
همین ابتدای راه بیا و به خودت حق بده که ناراحت باشی. هیچ اشکالی ندارد که حتی گریه کنی. طبیعی است که نتوانی به کارهایت برسی؛ اما این یک فرآیند است. قرار نیست در همین نقطه متوقف بمانی، خیالت راحت.
nojavan7CommentHead Portlet