نوجوانی پرخاطره
تا الان، فکر کردهاید که قرار است چه خاطراتی را از دوران نوجوانی، برای نوههایتان تعریف کنید؟
در روزهای نوجوانی شما چه اتفاقات عجیبی رخ داده که بتوانید آنها را با آب و تاب برای نسلهای بعدی بگویید و نقش خودتان را در آن نشان دهید. اگر میخواهید پنجاه سال دیگر، یک پدربزرگ یا مادربزرگ خوش بیان با کلی داستانهای مرموز و جذاب باشید، همین امروز باید دست به کار شوید. نوجوانی پرخاطرهترین دوران زندگی کسانی است که از عمرشان درست استفاده میکنند.
قطعاً در آینده همه پدربزرگها از درس خواندن در مدرسه داستانی دارند و یا همه مادربزرگها، خاطرهای از بازیهای رایانهای دوران کودکیشان خواهند گفت اما فقط زمانی میتوانید ماجرای جذابی برای نوههایتان تعریف کنید که کاری غیر از فعالیتهای عادی یک نوجوان انجام داده باشید.
تجربهای ناب
تجربهای ناب که شما را از هم سن هایتان جدا کند و ارزش خاصی به زندگی تان ببخشد. شاید کار کردن، یکی از بهترین راههایی است که به راحتی تفاوت شما را از دیگران نشان خواهد داد. در فصلی که بعضی از دوستانتان در حال رکوردزنی در خوابیدن هستند، شما میتوانید تجربههای جدید کسب کنید که هر کدام تا پایان عمر همراه شما خواهند بود و شاید یکی از هزاران شیرینی آن، ساخته شدن خاطراتی است که میتوانید برای نوه هایتان تعریف کنید.
غیر از آن، یاد گرفتن یک هنر و یا حرفه، میتواند به راحتی زندگی شما را تحت تاثیر خود قرار دهد و توجه به علاقهمندی هایتان در رشتههای مختلف، مسیر زندگی تان را دچار تغییر کند.
این بار تصمیم گرفتیم تجربه نوجوانانی که در سالهای گذشته کار کردهاند و خاطرات زیادی برای خود ساختهاند را با شما به اشتراک بگذاریم.
لذت شیرین ساختن
درست یک سال پیش، محمد رضا تصمیم گرفت در تابستان پیش رویش، تجربه جدیدی کسب کند و به جای نشستن در خانه و منتظر شروع دوباره مدرسه ماندن، به دنبال یاد گرفتن یک حرفه خاص باشد. حالا او تقریباً یک طلاساز تازه کار است و در مورد چرایی کار کردنش اینطور برایمان میگوید:
«در دوران کودکی فکر میکردم نوجوانهایی که کار میکنند، چون در درس و مدرسه موفق نیستند، به فکر کار کردن افتادهاند و میخواهند در آینده درس را رها کنند. اما وقتی در تابستان سه ماه شاغل بودن را تجربه کردم، فهمیدم که معمولاً هیچ کدام از اینها مطرح نیست. خود من، با اینکه از نظر درسی قوی هستم، امسال هم کار میکنم و هم در کنارش مطالعاتم را هم ادامه میدهم. سال گذشته کمی طلاسازی یاد گرفتم و امسال قرار است به یک طلاساز نسبتاً حرفهای تبدیل شوم.
اما فکر نمیکنم شغل آیندهام طلاسازی باشد، من به دانش ژنتیک علاقه دارم و همین تابستان هم میخواهم کنار کار کردن و یاد گرفتن این هنر، در مورد ژنتیک بیشتر تحقیق و برای آن برنامهریزی کنم. اما آینده شغلی و معدل بالایم در درسها، نمیتواند باعث شود دست از لذت شیرین ساختن و هنرمند بودن، بردارم.
حالِ خوبِ دستهای سیاهِ روغنی
سهیل، 15 سال دارد و برای سومین سال متوالی، قرار است کار کند. سهیل برای کار کردن دلایل مهمی آورده که شاید خواندنش برای شما هم جالب باشد:
به نظر من آدم باید در زندگی مثل آچار فرانسه باشد، حداقل چند کار و حرفه را بلد باشد و در مسائل روزمره به درد بخورد، تا چند سال پیش، از اینکه نمیتوانستم درست و حسابی با پیچ و مهره و پیچ گوشتی کار کنم و یا خوب عکس بگیرم، ناراحت بودم. اما وقتی از پدرم پرسیدم که چطور میتواند خیلی از کارها را به راحتی و خیلی خوب انجام دهد، متوجه شدم باید خودم به دنبال یاد گرفتن آنها باشم. به همین دلیل در چند سال گذشته، هر تابستان به عنوان شاگرد، در یک حرفه مشغول شدم. سال اول را در یک عکاسی کار کردم. اوایل تقریباً هیچ چیزی نمیدانستم و کار با دوربین و قاب بندی و ... را نمیفهمیدم چه برسد به چاپ عکس و مراحل آن. اما بعد از چند ماه، حداقلهای عکاسی را یاد گرفتم و آخر تابستان هم با کمک پس انداز و پولی که از سه ماه کارآموزی و شاگردی کردنم به دست آمد، توانستم یک دوربین بخرم.
سال گذشته هم در یک آپاراتی کار کردم. با اینکه بیشتر روز را با دست های روغنی و لباس سیاه میگذراندم، اما جذابیت کار و یادگرفتن مهارت، آنقدر زیاد است که حتی خستگی ها هم برایم شیرین بود. حالا هم در کار با پیچ گوشتی و مسائل فنی، یک همه فن حریف شده ام.
اردوهای جهادی؛ یک تیر و چند نشان
شهاب، اولین تجربه جدی فعالیتهای تابستانی خود را، در اردوی جهادی گذرانده و چند روزی را با گروهی از نوجوانان در یکی از روستاهای محروم، مشغول ساخت خانه بوده است. از شهاب در مورد علت انتخاب این کار و حضور در اردوی جهادی پرسیدیم. او هم مهم ترین دلایلش را اینطور برایمان گفت:
«همیشه دوست داشتم برای محرومان کار و به خانوادههای ضعیف کمک کنم. اما نه پول کافی داشتم و نه توان زیادی برای تغییر زندگی افرادی که به کمک نیاز دارند. احساس کردم اردوهای جهادی راهی است که میتوانم از طریق آن به اهدافم برسم. ابتدا خیلی میترسیدم که کاری بلد نباشم یا به خاطر نوجوان بودنم توان بدنی کافی برای این کار نداشته باشم. اما در مدت اردو، خیلی از کارهای ساختمانی را به چشم دیدم و با کمک افراد ماهر در این رشتهها در لولهکشی و بنایی توانستم مفید باشم. حالا کارهایی را بلدم که بعید است جای دیگری بتوانم به این راحتی و در این مدت کوتاه یاد بگیرم. از طرف دیگر، دیدن محرومیتها و نیازهای مردم منطقه باعث شد در ایام خدمت به محرومان خستگی را احساس نکنم و در آن چند روز با توان بیشتری کار کنم. امسال هم دوست دارم دوباره به اردوی جهادی بروم. این بار خیلی از دوستانم را همراه کردهام و قرار است این روند را برای خدمت به مردم، هرسال ادامه بدهیم.
متین هم امسال به کلاس هشتم میرود و 13 سال دارد اما دو سال است که در اردوی جهادی شرکت و به مردم محروم کمک میکند. حتی عید امسال را هم به اردوی جهادی رفته و در روستاهای محروم اطراف ماهشهر کار کرده است. او ماجرای کار و خدمتش را اینگونه برایمان گفت:
اولین بار به همراه مادرم به اردوی جهادی رفتم و فهمیدم بعضی خانوادهها چه قدر نیازمندند و وقتی برایشان کار میکنیم چه قدر خوشحال میشوند و برایمان دعا میکنند. به خاطر همین تصمیم گرفتم این کار را ادامه بدهم. گاهی ساختوساز میکنیم و گاهی هم مواد غذایی میبریم و بین خانوادههای نیازمند توزیع میکنیم. البته من کار ساختمانی را بلد نبودم اما به مرور از بزرگترها یاد گرفتم و الان در درست کردن ملات و نقاشی ساختمان میتوانم کمک کنم و به درد خور باشم ضمن اینکه در اردوهای جهادی، کلی خاطره فراموش نشدنی ساخته میشود.
دخترانههای جهادی
شاید با خودتان فکر کرده باشید فعالیتهای خدمت محور و کارهای جهادی مخصوص آقایان است اما هدیه سادات، نوجوان 17سالهای است که حدود دو سال است در فعالیتهای جهادی، حضور جدی دارد و در مورد نحوه ورودش به این کار و نوع فعالیتهایش اینطور توضیح میدهد:
من با گروهی همراه هستم که فعالیتهای جهادی و خدمت محورش تقریباً هر روز انجام میشود و به مردم محروم حاشیه شهر و فقرا خدمات میدهد. مسئول گروه، بدون حمایت خاصی کار جهادی را شروع کرده است و با نشر آنها در شبکههای مجازی، گروه خود را گسترش داده است و ما هم به همین واسطه با آنها آشنا شدیم. حالا مدت زیادی است که نیاز های مردم منطقه را شناسایی میکنیم و اگر نیازی به غذا یا لباس دارند برای شان تهیه میکنیم و یا گاهی در تهیه ی جهزیه کمک میکنیم. گزارش فعالیت هایمان را هم در شبکه های مجازی منتشر میکنیم که از این طریق کمک های مردمی دیگری نیز جذب می شود. خود من هم در این مدت کار های مختلفی انجام داده ام و آموزش های زیادی دیده ام. حالا مهارت های اولیه ی پزشکی را مثل فشار خون گرفتن و ... را به خوبی بلدم. به واسطه این کار توانستم راحت تر با دیگران ارتباط برقرار کنم و داشتن این مهارت ارتباطی برایم بسیار مفید بوده است.
کنارهم چیدن مُهرههای خودباوری
زهره 15 سال دارد و اولین جرقه های کار کردنش، با حضور در یک کلاس آموزشی و کسب مهارت کار با سنگ و مهره به وجود آمد. بعد از گذراندن کامل دوره و کسب تجربه در این زمینه، شروع به ساختن محصولاتش کرده و اولین مشتری هایش هم دوستانش بودهاند. زهره در مورد نحوه ی استفاده از هنرش در جامعه اینطور توضیح میدهد:
بعضی فکر میکنند نوجوان هایی که کار میکنند، حتما زندگی سختی دارند و به خاطر نیاز مالی و برای کسب درآمد، به چنین عرصه ای پا گذاشته اند اما به نظر من اصلا اینطور نیست. هر چند درآمد داشتن و مستقل بودن از «پول تو جیبی» خانواده برای یک نوجوان خیلی شیرین است اما کار کردن، دلایل مهم تری برای من دارد. به نظر من، ساختن و استفاده از هنر، کاری است که میتواند در زمینه های مختلف به انسان کمک کند و برایش مفید باشد. فروش دست سازه ها هم مرحله ای است که آدم را به خودباوری میرساند و برای نقش آفرینی های بیشتر در جامعه آماده میکند. ساختن دستبند و گردنبند با سنگ و مهره، کار آسانی بود که میتوانستم به راحتی در اوقات فراغت و یا ساعت هایی که کار خاصی نداشتم، آن را در خانه انجام دهم. مشتری های همیشگی هم دوستان و هم کلاسی هایم بودند که هر چند وقت سفارش کار میدادند. اما بهترین قسمت این روند، اسفند ماه سال گذشته بود.، برای کمک به یک بازارچه خیریه ، کارهایم را درآنجا به فروش گذاشتم و حس خوب کمک به دیگران را با استفاده از هنرم، درک کردم. به همه ی همسن های خودم هم پیشنهاد میکنم از فرصت های شبیه به این استفاده کنند.
مینا نادری هم مانند زهره از هنرش استفاده میکند و با ساخت زیور آلات دست ساز در خانه، فرصتهای فراغتش را میگذراند. وقتی در مورد علت کار کردنش پرسیدیم، دلایلش را اینطور گفت:
ابتدا تنها جذابیت کار، استقلال مالی بود و دوست داشتم درآمد کوچکی برای خودم درست کنم. اوایل همیشه به این فکر میکردم با پولی که به دست می آید چه کار هایی میتوانم بکنم و چه طور می شود پول را به بهترین نحو خرج کرد. اما بعد از مدتی جنبه ی مادی برایم کمرنگ شد و برای تفریح یا سرگرمی سراغ کار ها می رفتم. البته انگیزه ی مالی همچنان همراهم بود و این هم از ویژگی ما نوجوان هاست که دوست داریم مستقل باشیم. بعد از چند ماه، انگیزه ام تغییر کرد و دیگر به جای هدف هایی مثل درآمد و یا سرگرمی، دوست داشتم هنر های جدید یاد بگیرم و طرح های تازه ای بسازم. همین باعث پیشرفت من شد و حتی بعد از تابستان هم کارم را ادامه دادم. البته با برنامه ریزی، به راحتی میشود هم به درس رسید و هم کار کرد و از هردو لذت برد.
کتابفروشی؛ تلفیق لذت و تفریح
کتاب فروشی یکی از جذابترین کار هایی است که یک نوجوان میتواند با فعالیت در آن، در کنار همه ی مزیت های شاغل بودن، به دنیای هیجان انگیز کتاب ها هم پا بگذارد. محمد علی 17 سال دارد و این روز ها مشغول کسب این تجربه ی فوق العاده است. وقتی از او خواستیم در مورد علت و حال و هوای کار کردنش برایمان بگوید، اینطور توضیح داد که:
من اصلا دوست نداشتم به عنوان یک فرد تنبل شناخته شوم یا فقط به دنبال خوشگذرانی باشم، از طرفی هم میخواستم روی پای خودم بایستم و درآمد داشته باشم، به خاطر همین به سراغ کار کردن رفتم. اما به نظرم برای انتخاب شغل، علاقه خیلی مهم است. وقتی شغل کسی، جزو علایق او باشد، خستگی خیلی کمتر میشود و حتی گاهی با کار کردن، تفریح هم می کند. به همین خاطر به سراغ کتاب فروشی رفتم و واقعا از کارم لذت می برم. در کتاب فروشی چون باید به مردم کتاب معرفی کنم، قدرت بیانم بالا رفته و خیلی راحت تر میتوانم با دیگران ارتباط بگیرم و اعتماد به نفس زیادی در این زمینه پیدا کرده ام. گاهی هم که سرم خلوت می شود، می توانم کتاب بخوانم. بنظرم در کار کتابفروشی میشود بهترین استفاده را از وقت کرد.
اندیشههای طلایی
اگر دوست دارید کاری که انجام میدهید با درس هایتان هم هماهنگ باشد، فعالیت های آموزش محور، جزو مشاغلی است که می تواند علاوه بر درآمدزایی و کمک به دیگران، به رشد درسیتان هم کمک کند. به عنوان نمونه، چند نفر از نوجوان نخبه و المپیادی با پشتکار و همت شان موسسه آموزشی را راه انداخته اند، موسسه آنها یکی از گروه های موفق دانش آموزی است که در زمینه های آموزشی، فعالیت های جدی و مفیدی داشته اند. سید علی 16 سال دارد و به عنوان موسس گروه شناخته می شود، سید سجاد و پویا نیز نوجوانانی هستند که به عنوان مدیر و معاون آموزشی گروه معرفی می شوند. سید علی، فعالیت های آموزشی موسسهشان را اینگونه توضیح داده است:
ما از گام های کوچک شروع کردیم. ابتدا تصمیم گرفتیم هر کدام در هر درس و مبحثی که مهارت داریم به دیگران در سطح مدرسه آموزش دهیم. تا قبل از پایان مدرسه ها و شروع تابستان تقریبا هفته ای سه کلاس، برای دوستان خود در مدرسه برگزار میکردیم. کلیپ های آموزشی زیادی هم در شبکه های مجازی منتشر کردهایم که با استقبال زیادی همراه شد و از اینکه توانسته ایم به دانش آموزان بیشتری کمک کنیم، بسیار خوشحالیم. فعالیت های ما تا الان درآمدی نداشته است اما دوست داریم بعد از کسب تجربه ی کافی در آینده حتما وارد چنین فضایی شویم البته بیشتر به این دلیل که بتوانیم امکانات علمی را در اختیار تعداد بیشتری از دانش آموزانی که به معلم یا کتابهای کمک درسی دسترسی ندارند، قرار بدهیم. در کنار آن هم دوست داریم فعالیتهای خدمت محور بیشتری داشته باشیم و از همین تابستان نیز قرار است به اردو های جهادی علمی برویم و برای دانش آموزان مناطق محروم تدریس کنیم.
یک تصمیم سرنوشتساز
دیدیم که هر کدام از نوجوان هایی که کار کردن را قبل از این تجربه کرده اند، دلایل خاص خودشان را داشتند و حتی تجربه های متفاوتی در زمینه های مختلف کسب کرده اند. خاطرات عجیبی که در طول کار کردن به وجود می آیند رنگ تازه ای به روز های نوجوانی میپاشند. اما هر کس، باید بر اساس توانمندی ها و علایقش به دنبال کاری باشد که به بهترین صورت میتواند آن را انجام دهد. به نظر شما، چه دلایلی دیگری برای کار کردن در تابستان وجود دارد؟ دوست دارید این تابستان به چه کاری مشغول شوید؟
nojavan7CommentHead Portlet