nojavan7ContentView Portlet

به قلم سلام کنید
چرخ خیال‌انگیز بین خطوط نستعلیق با استاد داود نیکنام
به قلم سلام کنید

جمع‌کردن سکه‌ها کلی سروصدا دارد و وزنشان هم که کم نیست، برای همین پول توجیبی بچه‌های آن موقع وقتی تبدیل به پس‌انداز می‌شد هم سروصدایش زیاد بود و هم وزنش؛ امّا وارد بقالی محله‌مان می‌شدم با خریدن مرکب و قلم جیب و روحم سبک می‌شد، اوج می‌گرفتم و تا خانه می‌دویدم تا سریع‌تر به کاغذ رسیده و نوشتن را شروع کنم.

1

خیلی وقت بود که کتاب استاد میرخانی را دست برادرم محمدرضا می‌دیدم، بدون استاد و فقط با تقلیدکردن از آن مشق‌ها خوشنویسی را شروع کردم. شب‌های بلند و زمستان‌های سرد، تابستان‌های دلکش تبریز و نوروزهای پُرشور و حال دهه شصت را با نوشتن می‌گذراندم. آن‌قدر که صدای پدرم هم درآمده بود، خدا بیامرز نگران درس‌هایم بود. نوجوان دبیرستانی بودم که با قلم دوست‌شده و نمی‌توانستم این ابزار سحرانگیز را کنار بگذارم، حالا چرا سحرانگیز؟ برایتان خواهم گفت. 


پدرم قالیباف بود. اگرچه وضع مالی خوبی نداشتیم، ولی با پس‌انداز پول توجیبی‌ها هر طور بود هزینه خرید مرکب و قلم را جمع می‌کردم. قلم دستم می‌گرفتم و بی‌وقفه می‌نوشتم، راستش همین حالا هم حسابی از رنگ‌ولعاب روزهای نوجوانی‌ام خیلی راضی هستم، رنگ‌ولعاب خوشنویسی در لحظه‌های پانزده سالگی من برق می‌زند. 


کم‌کم فهمیدم، باید جدی‌تربوده و برای یادگیری و کسب مهارت برنامه داشته باشم. درست است که تقلیدکردن را مدت‌ها قبل از همان کتاب قرضی که از برادرم محمدرضا گرفتم، شروع کردم. اصلاً حالا دیگر در سال 64 بگذارید این طور بگویم که من سه سال پس از شهادت برادرم محمدرضا عزم جدی داشتم برای آنکه به‌دنبال این کشش عمیق سراغ استاد خوشنویسی بروم. روزگار، من را به محضر استاد بخت‌ شکوهی رساند. سال‌ها شاگردی کردم و هر آنچه استاد گفت را با دل و جان به‌کار بستم. اصلاً خوشنویسی اوّلش همین است باید بتوانی خوب تقلید کنی. آن‌قدر بنویسی که همه قوس و فرازوفرودهایش از تعامل دست شما و قلم روی کاغذ بریزد. نمی‌شود امروز بنویسم و باقی ماجرا باشد برای سال بعد؛ قرار هم نیست شورش را در آورده و همه چیز را تعطیل کنید. خوشنویسی زندگی را خوشمزه می‌کند و طعم می‌دهد. غذا بدون طعم‌دهنده خوشمزه نیست و از طرفی هم طعم‌دهنده‌ها به تنهایی غذا نیستند. خوشنویسی باید مثل یک هوای ملایم، مثل طراوت نسیم ساعت پنج صبح چه تابستان و چه در طول سال تحصیلی در زندگی شما بوزد. کنار بگذارید، قلم با دستتان غریبه می‌شود. برای همین هم توصیه می‌کنم در طول سال تحصیلی آرام، ولی پیوسته همچنان بنویسید. 


بگذارید ادامه بدهم. پس از آنکه استادم در کلاس‌های انجمن خوشنویسان گفت: «جوان! خوب می‌نویسی» تازه آغاز دویدن‌های من بود. عصرها بعد از مدرسه دفتر و قلم به دست به‌دنبال رمزورازهای نستعلیق پای درس استاد بخت شکوهی می‌نشستم. از همان سال 64 تا 21 سال بعد همچنان شاگرد ایشان بودم؛ حتی آن روزهایی که خاکی و خسته از جبهه برمی‌گشتم دوباره همین آش بود و همین کاسه. می‌دانید! نه فقط آن موقع‌ها، من هنوز هم بعد از حدود 36 سال که با قلم نفس‌کشیده و زندگی کردم باز هم به‌دنبال یادگیری هستم؟ راستش فهمیده‌ام تلاش و یادگیری در هنر نهایت ندارد. من از زندگی با این بی‌نهایت سحر‌انگیز لذت می‌برم، گفتم سحرانگیز؟ بعداً برایتان بیشتر توضیح می‌دهم.


سطوح مقدمات خوشنویسی را باید با استاد طی کنید، ولی جای خلاقیت و آفرینش سبک‌های جدید هم در هنر خوشنویسی هست. خودم پس از آنکه رمز و راز خوشنویسی را یافتم، حاصل اندوخته و تجربه‌هایم تبدیل به سبکی جدید در نقاشی خط شد. فقط باید صبور باشید. آموختن هنر تنها به داشتن استعدادهای هنری ویژه بستگی ندارد، تأثیر صبر و اراده هم کم از استعداد نیست. اگر روح و جان شما به‌سمت هنر خوشنویسی تمایل پیدا کرده است، فارغ از مسائل مادی به قول استادم فقط بنویسید و به چیزی فکر نکنید. صبور و با اراده قدم بردارید درست مثل آن پیرمرد نابینایی که هنرمندانه حصیربافی می‌کند. من این پیرمرد را از نزدیک نمی‌شناسم، ولی عکس او را روی دیوار کارگاه خوشنویسی‌ام دارم. من در این تصویر تلاش و صبر و اراده را یک جا می‌بینم. شما هم در کنار درس با این هنر سحر‌انگیز انس بگیرید. راستی گفتم سحرانگیز؟ حالا دیگر بگذارید برایتان بگویم و شاعرانه شروع کنم. 
در فضیلت ازین ندانم بیش
که خدا در کتاب عرشی خویش
به دوات و قلم خورد سوگند
آفرین بر چنین مقام بلند


خوشنویسی ارتباط مستقیم با کلام الهی دارد، ارتباط مستقیم با کتب ارزشمند نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه و مفاتیح و دیوان شعرای نامی که واقعاً در اوج هستند؛ خوشنویس مستقیم با این‌ها سروکار دارد. وقتی روح و جان پاک و صادقانه در این مسیر قرار گرفت، معلوم است که لطیف خواهد شد.


بگذارید این‌طور بگویم، شما با هنر خوشنویسی در حقیقت مشغول مناجات مکتوب می‌شوید. پس این قلم را مقدس می‌دانید؛ چون مناجات، تعامل سحر‌انگیز خالق و مخلوق است. مناجات مکتوب یکی از اسرار‌آمیز‌ترین جلوه‌های روح انسانی است. در حقیقت بین خطوط به‌دنبال معنا می‌گردید و این هنر سرشت انسانی شما را ملکوتی و ماورایی می‌کند. می‌بینید که واقعاً سحر‌انگیز است! اگر کشش روحی و استعداد و علاقه‌ای در خودتان یافته‌اید، همین روزها شما هم مثل روزهای نوجوانی من پول توجیبی‌ها را روی پیشخوان گذاشته و در ازای آن قلم و مرکب را بگیرید. با دست و با روحِ بی‌نهایت خود به قلم سلام کنید. 

nojavan7Social1 Portlet

متن برای شناسایی تازه سازی CAPTCHA